فقل هل لک الی ان تزکًی

پس بگو آیا تو را میلی هست به آن که پاک شوی؟!

فقل هل لک الی ان تزکًی

پس بگو آیا تو را میلی هست به آن که پاک شوی؟!

فقل هل لک الی ان تزکًی

بسم الله الرحمن الرحیم

ما فرهنگ را بستر اصلى زندگى انسان می ‏دانیم، نه فقط بستر اصلى درس خواندن و علم آموختن.
فرهنگ هر کشور، بستر اصلى حرکت عمومى آن کشور است. حرکت سیاسى و علمی اش هم در بستر فرهنگى است.
فرهنگ، یعنى خلقیات و ذاتیات یک جامعه و بومىِ یک ملت، تفکراتش، ایمانش، آرمان‌هایش، این‌ها تشکیل دهنده‏ مبانى فرهنگ یک کشور است.
اینهاست که یک ملت را یا شجاع و غیور و جسور و مستقل می ‏کند، یا سرافکنده و ذلیل و فرودست و خاک‌‏نشین و فقیر می ‏کند.
فرهنگ، عنصر خیلى مهمى است. ما نمی ‏توانیم از فرهنگ و رشد فرهنگى و پرورش فرهنگى صرف‌‏نظر کنیم. فرهنگ هم مثل علم است. فرهنگ هم گیاه خودرو نیست. همه‏ آنچه شما از نشانه‏‌ها و مظاهر فرهنگى در جامعه‏ خودتان و در هر نقطه‏ ای از دنیا می ‏بینید، بدون تردید این بذر را دستى افشانده است. البته انسان بعضى از دست‌ها را می بیند، اما بعضى از دست‌ها را نمی بیند. از داخل خانه، تا درون مدرسه، تا فضاى خیابان، تا رادیو و تلویزیون، تا ماهواره، تا تبلیغات جهانى، تا اینترنت، و از این قبیل چیز‌ها. فرهنگ، هدایت و پرورش دادن می ‏خواهد...
*امام خامنه ای*

آخرین نظرات

شیعه به هوش باش! ...

پنجشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۱۷ ب.ظ

در کتاب " تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام" اثر "محمد جواد فضل الله" که این روزها در حال خواندن آن هستم، در مبحث "امام رضا علیه السلام و واقفیان" در قسمت "اعتراف یکی از سران واقفیان" که تکان دهنده بود خواندم:

*و از جمله دلایل اینکه ادعای واقفیها، امری اعتقادی و قلبی نبوده است، بلکه این گروه صرفاً برای اشباع هوای نفس خود، این انحراف را به وجود آورده اند، اعتراف یکی از این کارگزاران اموال است در هنگام مرگ خود، به اینکه با نگهداری اموال و عدم تسلیم آنها به امام رضا علیه السلام کار بسیار زشت و شنیعی را مرتکب شده است.

در کتاب غیبت طوسی است، که حسین بن فضّال گفته است: من نزد عمویم علی بن حسین بن فضّال، پیرمردی از اهل بغداد را می دیدم، که با یکدیگر شوخی می کردند.

یک روز به عمویم گفت: ای گروه شیعه (یا این که گفت رافضه) در دین از شما بدتر وجود ندارد .

عمویم گفت: برای چه؟ خدا تو را لعنت کند؟

گفت : من همسر دختر احمد بن ابی بشر سرّاج هستم، هنگامی که مرگ او فرا رسید به من گفت: ده هزار دینار متعلق به موسی بن جعفر علیه السلام به امانت نزد من بوده است، و پس از مرگ او، از تسلیم این وجه به فرزندش خودداری کردم و گواهی دادم که او نمرده است، شما را به خدا مرا از آتش برهانید، و این پول را به امام رضا علیه السلام برسانید؛ به خدا سوگند ما حتّی دیناری از این وجه را از دارایی او محاسبه و پرداخت نکردیم، و او را رها کرده ایم که وارد آتش جهّنم شود1 .*

  1. غیبت شیخ طوسی، ص 44.

پی نوشت:

امان از نفس اماره ...

در این زمان هم دل امام زمان (عج) را به درد می آوریم شدید ...

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی